تحلیل و نقد سریال در انتهای شب

در انتهای شب نام یک سریال نمایش خانگی به کارگردانی آیدا پناهنده است که در سال ۱۴۰۳ از پلتفرم فیلمنت در حال پخش میباشد. این مجموعه بهصورت یک مینی سریال ۹ قسمتی تهیه شده است.
آیدا پناهنده متولد ۱۳۵۸، تهران فیلمساز، فیلمنامهنویس و تهیهکننده است. در سال ۱۳۹۴ برای فیلم سینمایی ناهید موفق به دریافت جایزه «آینده نویدبخش» از جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ در بخش نوعی نگاه شد. وی همچنین توانست یکی از سه فیلمساز زن جوانی باشد که در سال ۲۰۱۶ جایزهٔ Women In Motion را از جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ دریافت کند. آیدا پناهنده پس از ناهید، سه فیلم سینمایی اسرافیل، پاییز نیکایدوها و تی تی را در کارنامهٔ کاری خود دارد. در اولین جشن بزرگ کارگردانان سینمای ایران از پناهنده برای فعالیت حرفه ای و مؤثر در حوزۀ کارگردانی تقدیر ویژه به عمل آمد.
آیدا پناهنده پس از حضوری موفق و چشمگیر در سینمای ایران حال با سریال در انتهای شب به حوزه نمایش خانگی ورود کرده تا شانس خود را امتحان نماید.
عوامل سریال در انتهای شب
کارگردان آیدا پناهنده، محمد یمینی در مقام تهیه کننده و ارسلان امیری و آیدا پناهنده نویسندگان، مدیر فیلمبرداری فرشاد محمدی و تدوین این سریال را عماد خدابخش برعهده دارند.
بازیگران اصلی سریال در انتهای شب پارسا پیروزفر، هدی زینالعابدین، سحر گلدوست، پدرام شریفی، رضا بهبودی، علیرضا داوودنژاد و رایان سرلک ایفای نقش می کنند.
پلتفرم فیلمنت علیرغم پشت سر گذاشتن کارنامهای پرفراز و نشیب، در طی سالهای اخیر موفق شده تا سطح انتظارات و علاقه مردم را پیدا کرده و دست به تولیدات ارزشمند و جذابی نظیر پوست شیر، دفترچه یادداشت و آمرلی بزند. اخیراً نیز در همکاری با پیمان معادی سریال افعی تهران را تولید کرده که از سطح کیفی قابل توجهی بهره برده و اگر بتواند کیفیت خود را به همین شیوه حفظ نماید، قطعاً با یکی از بهترین ساختههای تاریخ حوزه نمایش خانگی طرف خواهیم بود.
پلتفرم فیلمنت در حوزه آثار نمایش خانگی موفق ظاهر شده و برخی از باکیفیتترین سریالهای حال حاضر را تولید کرده است، این پلتفرم در ادامه مسیری که میتواند چشم انداز مثبتی داشته باشد، به سراغ یکی از موفقترین کارگردانان زن سینمای ایران یعنی آیدا پناهنده رفته تا با یک همکاری حرفه ای منجر به تولید سریال در انتهای شب شده و پخش آن را آغاز کند.
سریال نمایش خانگی در انتهای شب مخاطب را با خانواده پرآشوبی مواجه میکند که از طبقه متوسط جامعه بوده و با مسائل و مشکلات اقتصادی گوناگونی دست و پنجه نرم میکنند. زوج داستان بهنام و ماهرخ نام دارند که یکی طراح و نقاش بوده و دیگری به کار در یک فرهنگسرا مشغول میباشد و صاحب فرزند کوچکی به نام دارا نیز میباشند که گاهاً رفتارهای شیطنت آمیزش میتواند والدینش را دچار مشکل کرده است.
این سریال که در قسمت اول از روایتی غیرخطی بهره میبرد، ما را با زوجی بسیار سرد و آشفته مواجه میکند که در شرف جدایی از یکدیگر بوده و به حدی رابطه زناشویی آنها در باتلاقی از مشکلات فرو رفته که حتی زبان صحبت با یکدیگر برای حل مسائل و اختلافاتشان را بلد نبوده و تنها برای حفظ ظاهر در مقابل فرزندشان، حاضر به زندگی موقت زیر یک سقف شده که این دلخوشی هم دوام چندانی نخواهد داشت، زیرا ماهرخ تصمیم می گیرد وسایل خود را در چمدانی جمع کند تا برای همیشه خانه و زندگیاش را ترک نماید.
اینجاست که مخاطب با شکل گیری سوالاتی بیجواب، به چندین ماه قبل فرستاده میشود تا دلیل این سردی و جدایی را متوجه شود. روزی که از قضا تولد چهل و هشت سالگی بهنام بوده و علیرغم این که از صبح خبری از وی نبوده است، همسرش ماهرخ با ذوق و شوق فراوان در حال اتمام کارهایش در فرهنگسرا بوده تا با کیک و کادو به خانه بازگشته و شوهرش را سورپرایز نماید؛ با این حال در هنگام رسیدن نه تنها خبری از بهنام نیست، بلکه فرزندش دارا نیز به همراه دوستانش خانه را بر سرشان گذاشته و همه چیز را به هم ریختهاند تا حدی که ماهرخ کنترل شرایط را از دست داده و با رفتاری تند و پرخاشگرایانه همه را از خانه بیرون میکند تا بلکه بتواند شوهر ناپدید شدهاش را پیدا نماید.
در ادامه روایت بهنام از شدت گیجی و خواب آلودگی، صبح هنگام اتوبوس اشتباهی را سوار شده و سر از منطقهای امنیتی در آورده و به مدت ۲۴ ساعت تحت بازجویی قرار گرفته تا بلکه بتواند بیگناهی خود را بابت سوار شدن خودرو اشتباه توضیح دهد. بهنام با توضیحاتی که به بازجویان می دهد موفق میشود تا به خانه بازگشته و اینجاست که علت اصلی اختلاف این زوج نمایان میشود.
آنها از سر مشکلات شدید مالی مجبور شدهاند تا زندگی در شهر تهران را رها کرده و در پردیس ساکن می شوند و به حاشیه نشینی روی می آورند؛ رویکردی که اگرچه ماهرخ توانسته با آن کنار بیاید اما بهنام در درک شرایط عاجز مانده و با بهانه گیری کودکانه خواستار بازگشت به محل زندگی قبلی شان بوده تا لااقل بتواند صبحها کمی بیشتر استراحت کند. علی رغم میل ماهرخ رفتارهای تند و بیانصافانه بهنام منجر می شود که ماهرخ تصمیم به جدایی بگیرد.
اصولاً سریالهای ایرانی و آثار حوزه نمایش خانگی در ابتدای مسیر روایتی بسیار باکیفیت و جذاب را به معرض نمایش گذاشته و مخاطب را شیفته خود میکنند و در ادامه و انتها روایت داستان با کیفیت اولیه به پایان نمیرسند و بیشتر ضعف فیلمنامه دارند. اما سریال در انتهای شب به سبب تعداد قسمتهای کوتاه و روایتی بیادعا و خانواده محور تا به اینجا یعنی تا پایان قسمت پنجم نشان داده که میتواند از چنین خطری در امان باشد و یکی از زیباترین درامهای خانوادگی و اجتماعی سالهای اخیر را به ارمغان بیاورد که دغدغه بزرگ این روزهای زوجها یعنی فروپاشی زندگی به سبب مشکلات اقتصادی را به خوبی نمایش دهد.

از ویژگی های اصلی این اثر نمایشی جدا از کارگردانی آیدا پناهنده که برای نخستینبار در حوزه نمایش خانگی ورود کرده و چالشی اساسی پیش روی خود خواهد داشت، این است که از همان دقایق نخست توجه مخاطب را به خود جلب می نماید، انتخاب بازیگران و همچنین نقش آفرینی بازیگران اصلی یعنی پارسا پیروزفر و هدی زین العابدین مربوط میشود.
هدی زین العابدین نقش زنی را ایفا می کند که در بدترین شرایط ممکن و در حالی که حتی شخصیت مرد داستان به زانو در آمده و توان زندگی را از دست داده، با نهایت سعی و تلاش رابطهشان را برای مدتها حفظ کرده و بار سختیها را بدون آن که یک همراه به معنای واقعی کلمه داشته باشد، بر دوش کشیده و در نهایت پس از رفتارهای بچگانه و بیانصافانه همسرش، او نیز به زانو در آمده و کم میآورد تا منجر به جدایی زوج شود در ادامه داستان و هر چه بیشتر جلو می رویم پی می بریم سازندگان قصد دارند پیامی را به زوج ها جوان بدهد که در زمان مواجه شدن با سختی ها بهتر است با گفتگو موانع را از بین ببرند و تا جای ممکن برای رفع موانع مشکلات زندگی قدم بردارند، و گرنه با باز شدن پای دیگران در زندگی مشترکشان فقط ماجرا پیچیده خواهد شد.
تا ۸ تیر ماه ۱۴۰۳ پنج قسمت سریال در انتهای شب پخش شده که به نظر توانسته واقعگرایانه با مشکلات زناشویی روبرو شود، شاید آیدا پناهنده با روایت غیر خطی روایت کلیشه ای داستان رو جذاب تر جلوه داده و به کمک دیالوگ های پیش برنده توانسته به ریتم سریال کمک کند تا به این وسیله بتواند کل قصه را در ۹ قسمت روایت کند این خود روشی است که تا به اینجا در بین آثار نمایش خانگی کمتر دیده شده، سریال در انتهای شب به کمک فیلنامه ای کم نظیر به کمک بازیگران حرفه ای و همینطور فیلمبرداری در خدمت فیلم فرشاد محمدی توانسته ویژگیهای ارزشمندی را به معرض نمایش گذاشته تا شاید یکی از اجتماعیترین ساختههای نمایش خانگی لقب بگیرد که فارغ از کلیشه و حرفهای تکراری، بتواند حرف دل طبقه متوسط جامعه را بزند تا در نهایت بازخورد این اثر به پخته تر شدن آیدا پناهنده بیشتر از پیش کمک کند.
این اثر نمایشی سوالاتی را در ذهن مخاطب مطرح می کند: آیا حاشیه نشینی می تواند برای خانواده ایجاد مشکل کند یا می توان با کمی از خود گذشتگی و برنامه ریزی دقیق به زندگی ادامه داد. آیا فرزندان نسل جدید ما بیش فعال هستند یا ما نیازمند بروز شدن و مدرن شدن در شیوه های تربیتی و برخورد با فرزندانمان هستیم. اینکه مشکلات زناشویی چقدر در پیچیده تر شدن مشکلات زندگی موثر هستند و چقدر صحبت کردن می تواند در انتخاب مسیر درست به زوجین کمک کند.
در آخر با نگاه جامعه شناسانه به نظر میرسد تماشای سریال در انتهای شب برای خانواده ها و برای زوج هایی که اختلافات شبیه بهنام و ماهرخ را دارند مفید باشد. شاید رسالت هنر همین باشد همین قدر فکر کردن و درست تصمیم گرفتن می تواند راهگشا و نجات بخش باشد.
خبرنگار: مهتاب نصرت آبادی




