سینمای ایران

نقد و بررسی فیلم سینمایی پیرپسر

«پیرپسر» درام روان‌شناختی و خانوادگی است و داستان پدری مستبد و معتاد را روایت می‌کند که همراه با دو پسرش در خانه‌ای قدیمی در تهران زندگی می‌کنند.

پایگاه خبری موج سینما تحلیل فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی دومین فیلم بلند این کارگردان بعد از فیلم پل خواب که با بازی درخشان حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی و حامد بهداد در بخش خارج از مسابقه در جشنواره فیلم فجر سال ۱۴۰۳ به نمایش درآمد. 

خلاصه داستان فیلم سینمایی پیرپسر

این فیلم درباره دو برادر علی و رضا (حامد بهداد و محمد ولی‌زادگان) است که با پدر قلدر و زورگویشان، غلام (حسن پورشیرازی) زندگی می‌کنند و تحت فشار اقتصادی زیادی قرار دارند تا اینکه رعنا (لیلا حاتمی) وارد زندگی آنها می‌شود.

ایده فیلمنامه با درام روانشناختی جسورانه، میزانسن های دقیق، فیلمبرداری و نورپردازی استاندارد همچنین طراحی صحنه درست به کمک روایت فیلم آمده اند. داستان پیرپسر حول محور یک خانوادهٔ درگیر پدر سالاری و گسست بین نسل‌هاست. داستان پدری مستبد و معتادی که با دو پسری در دام انفعال که با ورود زنی زندگیشان متحول می شود. ترکیب خشونت، تروماهای نسلی و درون‌گرایی که در یک درام روان‌شناختی کنار هم دیده می شوند.

کارگردانی

اکتای براهنی در این پروژه نشان می‌دهد از زبان بصری سینما آگاه است. او خانه را نه فقط یک مکان، بلکه کاراکتری فعال می‌گرداند؛ نماها، نورپردازی و حرکت دوربین که گاهی روی دست و گاهی ثابت است، همه در جهت خلق حس خفگی و فشار روانی عمل می‌کنند. در سکانس‌های پایانی می‌توان گفت که کنترل تنش، میزانسن و کات‌ها به اوج رسیده‌اند؛ اما در بخش میانی، ریتم کند می‌شود و تمرکز از خط روایت اصلی گاه منحرف می‌شود. بنابراین، کارگردانی «پیرپسر» را می‌توان به‌عنوان کاری کاملاً فنی موفق ارزیابی کرد که گاهی از نظر ریتم و ثبات در روایت کمی افت می‌کند.

تحلیل نقش آفرینی بازیگران فیلم

حسن پورشیرازی در نقش پدر، یکی از نقاط قوت فیلم است؛ بازی او با کنترل بالا بر حالات درونی توانسته شخصیتی پیچیده بسازد. لیلا حاتمی به‌خوبی از کلیشهٔ زن قربانی فاصله می‌گیرد و شخصیتی با قدرت خاموش و آسیب‌پذیری درونی ارائه می‌دهد؛ هرچند که گاهی مدل بازی‌اش آشنا می‌شود. نقش آفرینی کم نظیر حسن پور شیرازی از مهم‌ترین وجوه فیلم است، یک شخصیت منفی که به کمک شخصیت‌پردازی در فیلمنامه و هدایت اکتای براهنی ساعت‌ها پس از تماشای فیلم از یاد تماشاگر نخواهد رفت.

محمد ولی‌زادگان که کار سختی دارد و باید در کنار بازیگرانی که تجربه بیشتری دارند نقش آفرینی کند در تلاش است بازی‌ مناسبی به نمایش بگذارد، اما گاهی بازی او از باورپذیری فاصله می گیرد.

حامد بهداد سعی دارد با بازی درونی شخصیت علی را در مقابل اتفاقات داستان پیش ببرد. به طور کلی بازیگری فیلم در سطح بالایی ارزیابی می‌شود. ایده اصلی و شخصیت پردازی فیلم به نقش آفرینی هر یک از بازیگران یاری رسانده است. 

طراحی صحنه و لباس

یکی از شاخص‌های بصری فیلم، طراحی هوشمندانهٔ صحنه و لباس است. طراحی صحنه لوکیشن خانه با ایجاد فضاهای بسته، نور کم، رنگ‌های خنثی، وسایل ساده و بدون زرق‌وبرق همه نشان‌دهندهٔ بحران‌اند. لباس‌ها نیز از آن جهت مهم هستند که با شخصیت‌ها و روایت همسان شده‌اند رنگ‌های تیره، تونالیته‌های خنثی و لباس‌هایی که به وضعیت روانی کمک می‌کنند نه اینکه صرفاً تزئینی باشند.

از این منظر طراحی صحنه و لباس را یکی از موفق‌ترین ارکان فیلم می‌توان دانست. این بخش به‌درستی در خدمت روایت است و از نظر بصری، جهان فیلم را شکل می‌دهد.

فیلم‌برداری و نورپردازی

فیلم‌برداری و نورپردازی در «پیرپسر» از نقاط برجسته‌ای هستند که می‌توان به آن نمره مثبت داد. استفاده از لنزهای بسته، حرکت دوربین روی دست در لحظات تنش‌زا و پلان‌های ثابتِ طولانی در پایان، همه در جهت انتقال اضطراب، فروپاشی روانی و انفجار دراماتیک کار می‌کنند. نورپردازی به خوبی حس خفگی و انزوا را تقویت می کند. به خصوص در سکانس نهایی، فیلمبرداری و نور با میزانسن و بازی‌ها هماهنگ عمل می‌کند و تجربهٔ بصری قدرتمندی می‌سازد.

فیلم «پیرپسر» پروژه‌ای جسورانه و در بسیاری نقاط موفق است ایده‌ای اجتماعی و روان‌شناختی، طراحی بصری شاخص، بازیگری‌های برجسته در نقش‌ها، فیلم‌برداری و نورپردازی که به‌خوبی حس درونی شخصیت‌ها را منتقل می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت پیرپسر یک تجربهٔ تأمل‌برانگیز برای دوست‌داران سینما است؛ اما نه یک شاهکار تمام‌عیار و نه فیلمی که بدون نقص باشد.

آمار فروش فیلم

فیلم «پیرپسر» از ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ اکران شد و در روز اول با فروش بیش از یک میلیارد تومان رکورد فروش را شکست . در اواسط مهر ۱۴۰۴ توانست از مرز دو میلیون بیننده عبور کند و به ۱۸۰ میلیارد تومان فروش دست یافت و آن را به یکی از پُرفروش‌ترین فیلم‌های غیرکمدی سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ تبدیل کرده است. 

نظرات مخاطبان

بسیاری از بینندگان از بازی حسن پورشیرازی، طراحی بصری و فضای روانی فیلم تمجید کرده‌اند و از دیدن اثری اجتماعی که سراغ خشونت خانوادگی و تروماهای نسلی رفته استقبال کرده‌اند. با اینکه فیلم به مدت سه ساعت تماشاگر را دنبال خود می کشاند، در مقابل برخی مخاطبان به زمان فیلم انتقاد کرده اند و کاهش مدت طولانی فیلم را در حفظ ریتم فیلم موثر می دانند.

تیتراژ پایانی

در تیتراژ پایانی فیلم حرکت دوربین به کمک استدی کم کل صحنه را به نمایش می کشد و با تمرکز بر تابلوی نقاشی جنگی از نبرد نادرشاه به‌پایان می‌رسد؛ تصویری که به مضمون فیلم اشاره می کند. این قاب به خشونت پدرسالارانه که سرنوشت شخصیت‌ها را به بن‌بست می‌کشاند تاکید دارد.

تمام رفتار زشت و ناپسندی که از پدر خانواده سر می زند از خشونت و زیاده خواهی است که می تواند جامعه را به نابودی بکشاند. البته باید گفت در جامعه ما پدران دلسوزانه تمام تلاش خود را برای آرامش و آسایش خانواده خود می کنند و این فقط روایتی از یک تفکر مستبد و مردسالاری است که فیمساز آن را روایت می کند تا با برجسته کردن ابعاد منفی آن جامعه را از آسیب های آن آگاه سازد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا